امروز یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
Developed by JoomVision.com

تذکرات شماره یک اردوی درمحضر نور۱

تذکرات شماره یک اردوی درمحضر نور۱

تذکرات شماره یک اردوی درمحضر نور۱( در جستجوی نور10)زیارت عتبات عالیات بهمن 1390 1- تاریخ حرکت :  روز پنجشنبه 13/11/1390جمعه...

Detail

فصلنامه روی خط صاف ویژه نامه محرم

فصلنامه روی خط صاف ویژه نامه محرم

فصلنامه علمی،فرهنگی،خبری روی خط صاف ویژه نامه محرم منتشر شد. این ویژه نامه با تلاش گروه ادبی موسسه به چاپ رسیده...

Detail

اردوی زیارتی عتبات عالیات عراق

اردوی زیارتی عتبات عالیات عراق

اردوی زیارتی عتبات عالیات عراق در محضـر نـور 10 ویـژه دانـش آمـوزان نخبـه  موسسـه بهمن مـاه 1390 رمـز: یا فاطمه...

Detail

اولین گردهمایی اردوی کربلا

اولین گردهمایی اردوی کربلا

هر که دارد هوس کرب وبلا بسم ا... همزمان با شهادت سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی اولین گردهمایی برگزیدگان اردوی زیارتی...

Detail

سیر مطالعاتی شرکت کنندگان اردوی کربلا

سیر مطالعاتی شرکت کنندگان اردوی کربلا

یاران! شتاب کنید، قافله در راه است. می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند؟ آری، گناهکاران را در این قافله راهی نیست......

Detail

به مناسبت19 دی

به مناسبت19 دی

با عجله ماشين را روشن كرد هوا خيلي سرد بود. هنوز ماشين گرم نشده، سوار شد و حركت كرد. از يك طرف دير شده بود و اصلا راضي...

Detail

کتاب خاطرات و زندگی شهید کاظمی

کتاب خاطرات و زندگی شهید کاظمی

کتاب  - «پایان غبطه» براساس خاطرات و زندگی شهید کاظمی شکل گرفته و بعدی از ابعاد شخصیتی آن اسطوره‌ جهاد و شهادت...

Detail


حاج احمد کاظمی

بسم الرب الحسین علیه السلام

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهارو لا جعله اله اخر العهد منی لزیارتکم

غروب جمعه 18 اسفند 1385 مصادف با روز اربعین حسینی، شلمچه وجمع بچه های موسسه حاج احمد . حاج حسین یکتا میان گریه ها گفتند بچه ها انشالله به نمایندگی از سوی شهدا زائرکربلا شوید، آنها خیلی دلشان می خواست بروند کربلا، اگر رفتید نائب الزیاره آنها هم باشید. انگار حرف، حرف خودش نبود خواست بچه ها وشهدای عملیات کربلای 5 بود. کربلای 5. کربلای 5 با رمز یا فاطه الزهرا(س). ومابعد از 5 سال عازم کربلائیم از مقتل بچه های عملیات کربلای 5.
5 سال گذشت وامروز 19 دی روز تولد موسسه بالاخره آقا اجازه دادند. روزگاری فکر می کردیم اگر قرار شد برویم کربلا طرح کاشیکاری با آرم موسسه ببریم، می گفتیم می بریم و می دهیم صحن آقا نصب کنند. فکر می کردیم تحفه ای ببریم. ماندگار شویم و کربلایمان خاص باشد موج شود و از درونمان بجوشد و در شهر جاری شود. ولی حالا که عازمیم به دستهایمان که نگاه می کنیم خالی خالیند، خالی خالی، و کوله بارمان پراست از دانسته هایی که عمل نکردیم. هرچه فکر می کنیم که چه داریم تا با خودمان ببریم آنقدر اندک است که پیش کریم گفتن و بردن خطاست. امسال شب آخر سقف مسجد دورک زیرباران بارش شهاب و ستاره از خدا کربلا خواستیم. هرچند هنوز وجودمان پر از غرور است که به خاطر متفاوت بودنمان لیاقت کربلا رفتن داریم. چرا که ما به مردم خدمت کردیم، اسلام به برکت ما زنده است و جنگیدیم در عرصه جنگ امروز و هزار و یک عجب و ریای دیگر و شب قدرو عاشورا و 5 شب هیات و عزاداری و مدام کربلا کربلا کربلا.
اما حالا که هر روز به سفر نزدیکتر می شویم بیشتر به تهی بودن بودن توشه مان یقین می کنیم. بعد از 5 سال چه کردیم برای ظهور مولایمان(عج) چه کردیم برای کم کردن خون دل رهبرمان و چه کردیم برای جوانان شهرمان، برای خانواده هایمان و برای خودمان جه کردیم.
اضطرابی عجیب وجودم را پر کرده است. این بار که به باب الشهدا رسیدم چه بگویم برای اذن ورود گرفتن. دلم می خواهد چکمه هایم را به گردنم آویزان کنم آنقدر از خجالت سرم را پایین نگاه دارم تا دستی بیاید سرم را بلند کند و بگوید بخشیده شدی، خوش آمدی و درونم پر از شادی بشود از جنس شادی که حر در محضر آقا تجربه کرد. اما من کجا و حر کجا... نه شاید بهتر باشد قبل از ورود به صحن و سرای آقا هفت بار بین الحرمین را هروله کنم و بعد از دست سقای دشت کربلا سیرآب بنوشم، آب زمزمی که زمزمه وجودم شود و آنگاه در فرات غسل شهادت کنم و از باب القبله وارد شوم.
آقاجان خوب می دانیم که زیارتتان رزق است نه طلب و دعوت است نه لیاقت. آقا جان به برکت خون شهدا و به حرمت خون شهید کاظمی که نمی دانم کربلا رفته شهید شد یا نرفته و به اشک بدرقه بچه های دورک و کاهگان عیسی و علی اکبر و اولین نماز تکلیف دختر بچه هایشان رخصت دهید تا در بارگاهتان شهید شویم. به قول حاج آقا دولابی شهید محبت قشنگ شهید می شود بدون درد و بدون خون، آرام آرام آرام... اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم الحمدالله علی عظیم رزیتی الهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام

صفحه 1 از 4